ترجمه "vicinities" به فارسی

vicinities noun

Plural form of vicinity. [..]

ترجمه خودکار " vicinities " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"vicinities" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای vicinities در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "vicinities" با ترجمه به فارسی

  • در نزدیکی · مجاور · نزدیک · همسایه
  • كانويسين · ويسين · ویسین · گلوکوزیدها
  • مجاورت · محل خاص · موضع · مکان · نزدیکی · هم محلگی · همسایگی · گردگیر
  • در جَوار
  • مجاورت · محل خاص · موضع · مکان · نزدیکی · هم محلگی · همسایگی · گردگیر
  • مجاورت · محل خاص · موضع · مکان · نزدیکی · هم محلگی · همسایگی · گردگیر
  • مجاورت · محل خاص · موضع · مکان · نزدیکی · هم محلگی · همسایگی · گردگیر
  • مجاورت · محل خاص · موضع · مکان · نزدیکی · هم محلگی · همسایگی · گردگیر
اضافه کردن

ترجمه های "vicinities" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه