ترجمه "frothed" به فارسی

frothed verb

Simple past tense and past participle of froth. [..]

ترجمه خودکار " frothed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"frothed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای frothed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "frothed" با ترجمه به فارسی

  • جوش وخروش · حرف چرند · دری وری · سر جوش · شر و ور · صدا زدن · لاطائل (لاطائلات) · پفج · کف · کف دار شدن · کف دهان (در اثر حرف زدن زیاد یا در اثر بیماری و یا هیجان) · کف کردن · گاز داشتن · یاوه
  • شناورسازی کف
  • جوش وخروش · حرف چرند · دری وری · سر جوش · شر و ور · صدا زدن · لاطائل (لاطائلات) · پفج · کف · کف دار شدن · کف دهان (در اثر حرف زدن زیاد یا در اثر بیماری و یا هیجان) · کف کردن · گاز داشتن · یاوه
  • جوش وخروش · حرف چرند · دری وری · سر جوش · شر و ور · صدا زدن · لاطائل (لاطائلات) · پفج · کف · کف دار شدن · کف دهان (در اثر حرف زدن زیاد یا در اثر بیماری و یا هیجان) · کف کردن · گاز داشتن · یاوه
اضافه کردن

ترجمه های "frothed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه