ترجمه "affecter" به فارسی
ظاهرساز, وانمودکننده بهترین ترجمه های "affecter" به فارسی هستند.
affecter
noun
دستور زبان
A person who affects to know something or to be something. [..]
-
ظاهرساز
She did not like Princess Mary, whom she thought very plain, affected, and dry.
از شاهزاده خانم ماریا خوشش نمیآمد و او در نظرش بسیار زشت و متکبر و ظاهرساز و خشک جلوه میکرد.
-
وانمودکننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affecter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affecter" با ترجمه به فارسی
-
حیطه عاطفی، حیطه تأثیر
-
بی محبت · سرکش · متمرد · ناراضی
-
(روان شناسی) عاطفه · (قدیمی) خواستن · (مهجور) تمایل · اثر · اثر کردن · احساس · احساسات · انفعال · به خود بستن · بهانه کردن · بهم فشردن · تاثر · تحت تاثیر قرار دادن · ترجیح · ترجیح دادن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · دوست داشتن · عادت (به پوشیدن) داشتن · متاثر کردن · نتیجه · نگاه کردن · وابسته بودن به · وانمود کردن · واکنش احساسی
-
احساساتی
-
بامحبت · مهربانی
-
ادا و اطوار · تصنع · تظاهر · تکلف · رفتار مصنوعی (برای جلب توجه) · ریا · ظاهرسازی · قر و غمزه · ناز · وانمود · ژست
-
انفعالی · خود بهره ور · عاطفی · وابسته به عاطفه و احساس
-
تاثرآور · متاثر کننده · موثر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن