ترجمه "affecting" به فارسی
تاثرآور, متاثر کننده, موثر بهترین ترجمه های "affecting" به فارسی هستند.
affecting
adjective
verb
دستور زبان
Producing strong feelings and emotions. [..]
-
تاثرآور
-
متاثر کننده
-
موثر
Bodily functionality and morphology and affective self-control.
قابلیت های بدنی و ظاهری و کنترل شخصی موثر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " affecting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "affecting" با ترجمه به فارسی
-
حیطه عاطفی، حیطه تأثیر
-
بی محبت · سرکش · متمرد · ناراضی
-
(روان شناسی) عاطفه · (قدیمی) خواستن · (مهجور) تمایل · اثر · اثر کردن · احساس · احساسات · انفعال · به خود بستن · بهانه کردن · بهم فشردن · تاثر · تحت تاثیر قرار دادن · ترجیح · ترجیح دادن · تظاهر کردن · تظاهر کردن به · دوست داشتن · عادت (به پوشیدن) داشتن · متاثر کردن · نتیجه · نگاه کردن · وابسته بودن به · وانمود کردن · واکنش احساسی
-
احساساتی
-
بامحبت · مهربانی
-
ادا و اطوار · تصنع · تظاهر · تکلف · رفتار مصنوعی (برای جلب توجه) · ریا · ظاهرسازی · قر و غمزه · ناز · وانمود · ژست
-
انفعالی · خود بهره ور · عاطفی · وابسته به عاطفه و احساس
-
ابتلا · با محبت · بیماری · تظاهر · تمایل · حالت فکری یا روحی · خصلت · خصیصه · خو · خونگرمی · عاطفه · عشق · علاقه · محبت · مهر · مهربانی · مودت · وانمود · کسالت - - صفت مشخصه (اشیا) · گرایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن